تبلیغات
باران - کجایی سفرم
باران

از چشم با آسمان فرقی نمی کند ،باران وقتی بر زمین افتاد دیگر باران نیست

 

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟


نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان 1390 ساعت 05:02 ب.ظ توسط باران جون عاشقانه 400 | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت